آرامش با قرآن در جنگ (1)

آرامش با قرآن در جنگ (1)
آرامش با قرآن در جنگ (1)

برخی آیات قرآن برای آرامش با وحی در شرایط جنگ

انفال - آیه:48 

یکی از مهم ترین آیات آرامش در جنگ برای مومن مسلمان این آیه است. آیه به توصیف نقش شیطان در جنگ و فریب دادن مشرکان می پردازد و عاقبتشان در برابر حق.


وَإِذْ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لَا غَالِبَ لَکُمُ الْیَوْمَ مِنَ النَّاس وَإِنِّی جَارٌ لَکُمْ ۖ فَلَمَّا تَرَاءَتِ الْفِئَتَانِ نَکَصَ عَلَیٰ عَقِبَیْهِ وَقَالَ إِنِّی بَرِیءٌ مِنْکُمْ إِنِّی أَرَیٰ مَا لَا تَرَوْنَ إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ ۚ وَاللَّهُ شَدیدُ الْعِقَاب


ترجمه:

و (یاد آر) آن گاه که شیطان کردار (زشت) آنان را در نظرشان زیبا نمود و گفت: امروز احدی از مردم بر شما غالب نخواهد گشت و من هنگام سختی یار و فریادرس شما خواهم بود (و بدین سخنان کفار قریش را مغرور کرد) تا آن‌گاه که دو سپاه (اسلام و کفر) روبرو شدند شیطان پای به فرار گذاشت و گفت که من از شما بیزارم، من قوایی (از فرشتگان آسمان) می‌بینم که شما نمی‌بینید و من از خدا می‌ترسم، و عقاب خداوند بسیار سخت است.


همانطور که می‌دانیم در عرفان اسلامی تقدیر، اعمال و سرنوشت انسان غریزه نیستند، بلکه این عالم ملکوت و امر الهی است که مومن با شناخت عرفان و مکتب اسلامی در آن زندگی می‌کند، و چیزی غیر از آنچه خداوند در قرآن توصیف کرده در ذهن ندارد. این آیه مستقیما به حمایت خداوند از مومنین توسط فرشتگان اشاره دارد که نشان دهنده‌ی نیروی ایمان در برابر نیروی کفر است که حساب آن در عالم ملکوت نیز قابل مقایسه نیست و شیطان راهی جز پا به فرار گذاشتن در این جبهه را ندارد، و کافران نمی‌دانند از کجا و چگونه جنگ را می‌بازند در حالی که در تعداد نفرات، قوا، تجهیزات نظامی و مالی بیشترند، اما در برابر سپاه مومنان شکست می‌خورند. این همان وعده و حمایت الهی از طرف پروردگار است که به مومنان داده و تضمین می‌کند در جبهه‌ی حق علیه باطل سرنوشت این جبهه جای دیگری رقم می‌خورد. پیروزی و باخت در آن برای مسلمانان معنی ندارد و مسلمانان دنیایی بزرگتر از این دنیایی که کافران اپستینی در آن گرفتار هستند دارند و به آن باز خواهند گشت.


آل عمران - آیه:152


انگیزه های درونی افراد (دنیا طلبی یا آخرت خواهی) - رویداد جنگ احد و سرپیچی از دستورات پیامبر (معادل امروزی آن وحی و قرآن است)


وَلَقَدْ صَدَقَکُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بإِذْنِهِ ۖ حَتَّیٰ إِذَا فَشلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِی الْأَمْرِ وَعَصَیْتُمْ مِنْ بَعْد مَا أَرَاکُمْ مَا تُحِبُّونَ ۚ مِنْکُمْ مَنْ یُرِیدُ الدُّنْیَا وَمِنْکُمْ مَنْ یُرِیدُ الْآخِرَةَ ۚ ثُمَّ صَرَفَکُمْ عَنْهُمْ لِیَبْتَلِیَکُمْ ۖ وَلَقَدْ عَفَا عَنْکُمْ ۗ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ


و به حقیقت، خداوند صدق وعده خود را به شما نمود آن‌گاه که به فرمان خدا کافران را به خاک هلاک می‌افکندید تا وقتی که در کار جنگ (احد) سستی کرده و اختلاف برانگیختید و نافرمانی (حکم پیغمبر) نمودید پس از آنکه خدا آنچه آرزوی شما بود به شما نمود، منتها برخی جهت دنیا و برخی جهت آخرت می‌کوشیدید، سپس شما را از پیشرفت بازداشت تا شما را بیازماید، و خدا از تقصیر شما درگذشت، که خدا را با اهل ایمان عنایت و رحمت است.


در آیه 48 انفال در مورد وعده خداوند صحبت شده، اما در این آیه یکی از خطاهایی که ممکن است لشگر اسلام دچار شود تذکر داده شده و آن هم هشیار و آگاه بودن نسبت به آیات قرآن است. که مومنان همواره باید بدانند که در هر زمان از جنگ و در هر مسئولیتی که دارند چه آیه ای در قرآن برای اعمال خود دارند و باید به آن عمل کنند تا در جنگ از فرمان خدا سرپیچی نکرده باشند تا به وعده الهی دست یابند.


آل عمران - آیه:168 


آیه به نوعی به بررسی واکنش های روانی افراد در مواجهه با مرگ و سرزنش دیگران می پردازد. آیه به موضوع جنگ و سرنوشت افراد در نبرد اشاره دارد و به نقد کسانی می پردازد که از جنگ کناره گرفته و دربارهٔ کشته شدگان اظهار نظر می کنند.


الَّذینَ قَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ وَقَعَدُوا لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُوا ۗ قُلْ فَادْرَءُوا عَنْ أَنْفُسکُمُ الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صَادقِینَ


آن کسانی که در جنگ با سپاه اسلام همراهی نکرده و درباره برادران خود گفتند: اگر آنان نیز سخنان ما را شنیده بودند (و به جنگ احد نرفته بودند) کشته نمی‌شدند، بگو: (شما که برای حفظ حیات دیگران چاره توانید کرد) مرگ را از خود دور کنید اگر راست می‌گویید.


نجنگیدن بهتر است یا جنگیدن؟ شاید بعد از جنگ یا حتی در زمان جنگ خیلی ها بگویند آیا ارزشش را دارد؟


آیا جانی که انسان در نهایت باید تسلیم خداوند کند و به او بسپارد اگر یک هدیه از طرف بنده باشد زیبا ترین نوع جان فشانی نیست؟ شهید نه تنها از این تسلیم شدن نمی‌ترسد، بلکه برای هدیه کردن این جان به وسیله یک راه مقدس و بدون ترس و جهادی تلاش می‌کند. اگر می‌توانید از مرگ فرار کنید، اما نمی‌توانید. مومن نه تنها از میرگ فراری نیست بلکه سعی می‌کند جانی که دارد را برای یک امر مقدس جهادی در راه خدا هدیه کند.